شایع، شایعه، شیوع
لطفاً این بحث را…جدّی بگیرید. منظورم این نیست که بقیه جدّی نیستیند ولی عدم توجّه به این نکات، خطر جدّی دارد! ما همه عادت داریم در مواردی بقول معروف آنقدر…این دست آن دست بکنیم که فرصت از دست برود. این مطلب را برای وبلاگ “سراب” نوشتم که هنوز تکمیل نشده و در حال تست است و با کمی اصلاح و حذف، اینجا اضافه میکنم. گاهی (بعضی از ما، برخلاف کسانی که عقل سلیم دارند) خیلی چیزهای جدّی را از ابتدا شایعه تصور میکنیم یا برعکس، بعضی شایعات را جدّی میگیریم! حدّ و مرز این دو هنوز برای ما روشن نشده و یک کار کارشناسی جدّی لازم دارد!
بحث بر سر آنفلوانزای باصطلاح خوکی بود و نوشتم که ردّ پایش تا پشت کوچهی ماهم پیدا شد ولی خوشبختانه به خیر گذشت. حالا یا خودش نبوده یا پزشکان بموقع دست بکار شدهاند یا مریض که قبلاً نیز گویا واکسن زده بود شانس بیشتری داشته…اتفاقاً راجع به همین آنفلوانزنای خوکی و ذکر بعضی خوردنیها برای پیشگیری، در پست قبلی مطلبی نوشتم که خیلی بد قدم بود چو از طرف وردپرس جلوِ کار وبلاگ سراب چند روزی گرفته شد! ظاهراً این مرض مسری تبعات دیگری هم دارد!
در خلال نگرانیها و درگیریهای چند روز اخیر، مطالب زیادی بوسیلهی اطرافیان گفته و شنیده شد که بعضی (شاید) واقعیّت داشت و بعضی نیز بیشتر به شایعه شبیه بودند. در عین حال چون موضوع مورد بحث امری جدّی است و این شایعات هم کمی از شایعه جدّیتر هستند! تصمیم گرفتم بدون اینکه بخواهم شایعهسازی کنم شایعات را هم منعکس کنم، شاید این نقل قولها تنها شایعه نبوده و کسانی دیگر نیز چنین شایعاتی را شنیده باشدند و برای بایگانی ادارات دولتی منبع بدی نیست!
حتّا راجع به شایعه هم گاهی میشود مطالب جدّی نوشت! ممکن است بنظرتان برسد که دارم با کلمات بازی میکنم. اینطور نیست. دست کم این نوع بازی نه تنها ضرری ندارد بلکه اگر دقّت کنید، و تا آخر بخوانید متوجّه خواهید شد که جلوگیری بموقع و مناسب از شایعه گاهی جلو ضررهای واقعی را هم میتواند بگیرد.
بعضی از مسئولین هم متأسفانه! ناچارند گاهی برای متقاعد کردن دیگران با کلمات بازی کنند، (چون کلمه مهمترین وسیلهی کار و ارتباط انسان است، لذا بیشاز هرچیزی مورد استفاده یا سوء استفاده قرار میگیرد. همانطور که از کلمهی خدا بهمین ترتیب بجا و بیجا زیاد استفاده میشود.) این بازی اگر دوستانه بوده و برای برد و باخت نباشد بخودی خود چیز بدی نیست، بخصوص که قصد بدی مثل قمار هم در بین نباشد! چون در آخر کار چیزی به کسی نمیدهند! اینهمه حرف گوش میکنید این چند کلمه را هم بشنوید. دنبال سند و مدرک هم نباشید چون این روزها به حرفهای بدون سند و مدرک بیشتر اهمیت داده میشود! این حرفها هم برای گرفتن پست و مقام و امتیاز نیست و اصلاً به کسی که مدرکی ندارد پولی یا پستی نمیدهند! (میدهند؟)
اجازه بدهید برای روشن شدن مطلب، توضیح مختصری در مورد “شایع” و شایعه” و “شیوع” بدهم، تا برسیم به اصل مطلب. برحسب توانائیها و امکانات و ظرفیتها، بعضیها با هرچیزی که دم دستشان باشد بازی میکنند؛ فرضاً کسی که اهل پول درآوردن از هر راه درست یا نادرست است با پول بازی میکند. بعضیها که اهمیّتی به جان یا مال یا حیثیت مردم نمیدهند با جان و مال و حیثیت مردم بازی میکنند. بعضیها که دستشان توی ساختمانسازی و بساز و بفروشی (با هر ضوابطی یا بدون هر ضوابطی) است با خاک بازی میکنند و مردم را هم گاهی بجای از خاک بلندکردن به خاک سیاه مینشانند. (از بقیهی چیزها میگذرم، مثل با فشفشه و موادمحترقه و اسلحه و چماق و چاقو و غیره بازی کردن.) درهرحال این بازی کردنها بازیگرها را بجائی میرساند و تنها محتاجان و مریضان و بیخانمانها و ضعفا هستند که دستشان به جائی بند نیست. مهم اینست که آدم قواعد بازی را بداند.
شایع شدن؛ یعنی به راست یا دروغ، چیزی پراکنده شدن و نا آشکاری آشکار شدن و از این قبیل، که میشود در فرهنگ لغات دقیقترش را پیدا کرد. شایعه مؤنث شایع است یعنی دراین صورت قضیه خاله زنکی میشود! نه اینکه فکر کنید زنها هستند که فقط شایعهئی را دامن میزنند بلکه شایعهساز ممکن است یک مرد هم باشد!
و امّا شیوع حالتی است که خبری یا عادتی یا رفتاری در جامعه همه گیر میشود و باصطلاح قبح آن از بین میرود و عادی میشود. در مورد امراض، جامعه میپذیرد که بلائی که رسیده (مثلاً آنفلوانزا) جدّی است و باید فکری کرد. اینکه بعضیها بخواهند حتّا در اینمورد هم با جان مردم بخاطر منافع خود بازی کنند دیگر کمال بیانصافی وباید گفت بیشرمی است.
چیزی که این روزها شایع شده (امیدوارم فقط شایعه باشد و یا آنطور که گفتهاند از روی سودجوئی و مادی گری و خلاف اخلاق و انسانیت نباشد،) موضوعی است که بیشتر در اطراف هزینهها دور میزند تا خود مسائل بهداشتی و بهداشت و امراض مسری.
میگویند چون هزینهی معالجه آنفلوانزا زیاد است مردم به بیمارستانهای خصوصی رو آوردهاند! چون بیمارستانهای دولتی بودجه مناسبی در اختیار ندارند.
میگویند بیمارستانهای خصوصی هزینههای زیادی که متناسب نیست دریافت میکنند، یا اگر کمک دولتی دریافت میکنند بحساب نمیآورند.
میگویند همین بیمارستانهای خصوصی که اخیراً هم تعداد آنها زیاد شده، بیماران را بخاطر سرفهکردن و سرماخوردگی ساده میترسانند و چند روز در اتاق جداگانه بستری میکنند و بعد که خطر! برطرف شد با گرفتن هزینه زیاد مرخصشان میکنند.
میگویند داروی مخصوص این بیماری نیز گران است. خانوادهها که نگران بیماران خود هستند حاضرند برای رفع خطر به هر کاری دست بزنند. این دیگر بستگی به انصاف بیمارستانها و وجدان پزشکان و مسئولین دارد. امید میرود با سوگندی که پزشکان خوردهاند مشکلی پیش نیاید!
یک نکتهی جالب! و تأسفانگیز! هم این وسط وجود دارد که بیشتر به شایعه شباهت دارد. اگر این مرض واقعاً آنطور که گفته میشود خیلی خطرناک است پس نسبت به شناسائی و درمان آن باید تسریع شود.
میگویند در یکی از همین بیمارستانهای خصوصی که چند بیمارمشوک بستری بودهاند، پس از نمونهبرداری از گلو و غیره، تا مدتی آزمایش انجام نشده و به معترضین گفتهاند چون نمونهها کم است باید تعداد بیشتری جمعاوری شود و مثلاً به چهل مورد برسد تا آزمایش انجام شود چون هزینه زیادی دارد! عرض کردم به شایعه بیشتر شباهت دارد ولی به تجربه هم بیشتر نزدیک است! ضمناً به آن شوخی عامیانه هم خیلی شبیه است که گفته بود باید چهل تا بشود تا به رگ غیرتش بر بخورد!…بگذریم.
و چند نکتهی نامربوط دیگر: میگویند قیمت ماسک برای حجاج ظرف این چند روز چند برابر شده! و قرار است چند تا از گران فروشها از اقشار مختلف! را مجانی ببرند مکّه و چون سنگ زدن به شیطان بعلت ازدحام جمعیت مشکل شده، چندتایشان را بگذاریند وسط بیابان تا ایرانیها راحت تر به آنها سنگ بزنند و مناسک واجب خودشان را زودتر و راحتتر انجام بدهند که گویا ثواب بیشتری هم دارد!
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, طنز, کلکل | بر چسب ها: شایع، شایعه، شیوع، انواع بازی، بیمارستانهای خصوصی، ماسک مخصوص حج، گران فروشی، رمی جمره! | 2 نظرات »







