نوشته شده در اکتبر 31, 2007 به وسیلهی ع. آرام
پیش ازاین نوشتم که در حضور اساتید زبان و ترجمه، بخودم اجازه نمیدهم که وارد این مقوله بشوم، امّا قول ندادم اگر ترجمهئی هم دیدم منعکس نکنم!
یکی از دوستان، مطلبی دربارهی لنگستون هیوز نوشته و شعری ازاورا هم با ترجمهی زیبائی در وبلاگ خود آورده بود، امروز اتّفاقن بین دفترکهنههای خودم، مطلبی از [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, شعر, طنز, کلکل | برچسبها: لنگستون هیوز، منشور کورش کبیر، زرنگی و تنبلی | 6 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 25, 2007 به وسیلهی ع. آرام
هندونه بجای توپ!
رفقا! از بس لطف دارن، (اجازه بدید حالا که کمی باهم رفیق شدیم، از ادبیات نوشتاری و رسمی فاصله بگیرم و خودمونی بنویسم،) خلاصه میگفتم که از بس رفقا راجع به توپ و ادامهی بازی گفتن و نوشتن که دیدم انگارتوپ، داره کمکم تبدیل میشه به هندونه! ما هم که بلانسبتِ [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, خاطرات, طنز, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: هندونه زیر بغل، احترام معلم!، دبیرستان شاهپور، مدرک، هاوائی | 10 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 23, 2007 به وسیلهی ع. آرام
“خوب ، آقای آرام توپ رو پس فرستاد تو حیاط ما!
یه دوست داشتم که یه خانوم همسایه پیر و خوش زبون داشت، وقتی میرفتم خونشون، میایستادیم کنار دیوار حیاط و بجای سبد بسکتبال، دیوار همسایه رو نشونه میگرفتیم که توپ رو بندازیم اونور. بعد میرفتیم در میزدیم که بیاد توپمون رو پس [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, خاطرات, طنز, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: مصدق و نفت، ساواک، تقسیم پول نفت، رابرت هریک، بن جانسون | 4 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 19, 2007 به وسیلهی ع. آرام
بطور اتفاقی از جشن تولد 108 سالگی خانم اولیو باخبر شدم.
چهلمین پست وبلاگاش رو درباره جشن تولد خودش نوشته، حیفه این عکس ها رو نبینید! کامنتی هم که گذاشتم و تولدش رو تبریک گفتم کامنت صد و بیست و نهمی بود. کمی دیر رسیدم!
این بار، دیگه نوبتی هم باشه نوبت یکی دیگهس که [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اخبار وبلاگها, اطلاعات و اخبار, عکس | برچسبها: all about Olive, Mike Rubbo, Olive Reilly, the helpful eye | 7 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 17, 2007 به وسیلهی ع. آرام
دوریس لسینگ – ترجمه ی آزاد از گزارشی در سایت دایرةالمعارف آزاد ویکی پدیا.
این برگردانِ سندی از یک واقعهی درجریان است، لذا ممکن است برحسب پیشرفت در حصول اطلاعات، و ادیت مطالب، در اصل گزارش تغییراتی داده شود. برای اطلاع از تغییرات بعدی باید به اصل گزارش در ویکی پدیا مراجعه شود.
خانم دوریس لسینگ، [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اخبار وبلاگها, اطلاعات و اخبار | برچسبها: دانشنامه ویکی پدیا، دوریس لسینگ و جایزه ادبی نوبل | 4 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 11, 2007 به وسیلهی ع. آرام
خانم دوریس لسینگ، مسنترین برندهی جایزهی ادبی نوبل در سال2007
وی که از یک پدر و مادر انگلیسی است، در سال 1919 در کرمانشاه متولد شده و در حال حاضر 87 سال دارد.
برای خواندن متن کامل انگلیسی به این آدرس و برای مطالعهی متن ناقص فارسی! هم به اینجا مراجعه فرمائید.
. [...]
دستهبندی شده در: اطلاعات و اخبار | برچسبها: دوریس لسینگ | 7 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 9, 2007 به وسیلهی ع. آرام
برای چندمین بار، فیلم مسافرت اخیرم را نگاه می کردم. حوصلهی کار دیگری نداشتم، یعنی کاری هم نداشتم. به قسمتی از فیلم که رسیدم یادم آمد چند ساعتی با مردی سفیدپوست از آفریقای جنوبی، نه به اختیار، همسفر شدم. آدم بدی نبود. تازه بازنشسته شده و بهمراه همسر آمده بود به یک سفر [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, خاطرات | برچسبها: قضاوت ناآگاهانه | 5 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 8, 2007 به وسیلهی ع. آرام
ترانهی مراببوس چگونه ساخته شد “در سرنوشت یک ملّت، و در تاریخ هنر، گاه اثری چنان روح زمانه را به تصویر میکشد، و چنان حس و جان مردمان را بیان میکند که بهعنوان جزئی پایدار از فرهنگ و تاریخ یک ملت، همواره برجا میماند. ترانۀ «مرا ببوس» چنین بود. دو نسل از جامعۀ ما، درد [...]
دستهبندی شده در: Uncategorized | برچسبها: ترانه مراببوس،حسن گلنراقی | 3 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 3, 2007 به وسیلهی ع. آرام
نقل از مجلهی بخارا شمارهی 55 یادنامهی ملکالشعرای بهار، صفحات 171 تا 176
ترانهى مرغ سحر دكتر ناصرالدين پروين
به زودى، ترانهى مرغ سَحر، به هشتاد سالگى خواهد رسيد و آن گاه نيز چون ديروز و امروز، سِحرِ مرغ سَحر ما را به همدلى و همآوازى وا خواهد داشت. نالهى [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, اخبار وبلاگها, تاریخ و اطلاعات عمومی, شعر | برچسبها: یادنامهی ملکالشعرای بهار، دکتر ناصرالدین پروین، اجراهای ترانهی مرغ سحر | 4 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 3, 2007 به وسیلهی ع. آرام
دوستی باحسرت میگفت:
“از روزی که کنجکاویام گل کرد و کمی اطرافام را شناختم, هرکسی چیزی میگفت و من باید انتخاب میکردم. گفتند باید حرف بزرگترها را بپذیرم؛ “آنها” چیزهائی دیده و شنیده یا خواندهاند که “تو” آن مراحل را طی نکردهای. پس ادب و انسانیّّت ایجاب میکند که تجارب “آنها” را بپذیری. لابد پذیرفتم.
زمانی [...]
دستهبندی شده در: اجتماعی, خاطرات, فلسفه, منطق, کلکل | برچسبها: کنجکاوی،آزادی انتخاب, عقل،مشاهده،تجربه،مقایسه | 2 دیدگاه »