یک‌دفعه…!

عموسبزعلی، روستائی ساده‌دل روستای دشتک میانی، با آه و حسرت ورار می‌کرد که:  “نمی‌دونم چه وابید که همه‌چی قاتی وابید!” گفتم: “حالا چی شده؟” گفت: ” ای کوکا! دس به دلم نزن که پرِ خینن!”
دیدم انگار واقعاً سبزعلی دل پرخونی داره و الاّ به این سادگی از کوره در نمی‌رفت، ساکت شدم تا چای دبش [...]

درفش سرداران ایرانی و پرچم ایران در دوران اساطیری

چند وقت پیش، در وبلاگی متعلق به یک دوست وردپرسی، راجع به تاریخچه‌ی پرچم ایران، مطلب مفیدی نوشته‌شده و نویسنده از همگان درخواست کرده بود تا اگر اطلاعات موثق‌تری دارند ارائه دهند. چون قبلاً در یکی از وبلاگ‌هایم که به دلایلی حذف شد، به نقل از چند منبع نسبتاً معتبر، یادداشتی دراین‌‌مورد نوشته بودم، بد [...]