شوخی یا توهین؟
ارسال شده توسط ع. آرام در می 23, 2008
چند وقت بود می خواستم مطلبی در زمینهی تفاوت شوخی با توهین بنویسم و هربار مشکلی پیش میآمد؛ (عید، مسافرت، مهمانی، کسالت، چشمدرد و ازاین بساطها. ولی درواقع اینها بهانه است و من در اصل قضیه تردید داشتم! دروغ چرا؟!)
گاهی “بعضیافراد،” حتا ندیده و نشناخته، کامنتی یا مطلبی دربارهی کسی مینویسند که آدم فکر میکند مثلاً خیلی باهم خودمانی هستند. و باز فکر میکند اگر این دو باهم اینقدر خودمانی هستند چرا یکی باید در انظار! با دیگری شوخی کند و آنهم شوخیهای متمایل به توهین! و دیگری با صبر و تحمل جوابی ندهد و محترمانه قضیه را مسکوت بگذارد، و چون متوجّهی عمق روابط آن دونفر نیست، مداخله نکند و بگذرد.
با تکرار قضیه، همین آدم شاید باز فکر کند که نه، واقعاً نکند دوستی وشوخی هم در کار نیست، شاید “خودینشاندادن” است یا از اسم دیگران سوء استفاده کردن برای “جلوهگری” یا “خودبزرگسازی!” و دیگرچه؟!…
مشغول پسوپیشکردن کلمات برای نوشتن این مطلب بودم که طبق معمول صفحه را مینیمایز! کردم و برای تنوع و تغییر رنگ صفحه و جلوگیری از خستگی چشم رفتم سراغ گوگلریدر و بلاگرولینگ و بقیهی قضایا…مطلب زیر توجهّم را جلب کرد که نوشتهی یک “غیروردپرسی” است که به رگ غیرتاش برخورده و بجای “منِوردپرسی” دست به قلم شده. به این تذکر آقای منیری در “پا برهنهی برخط” توجه فرمائید:
توهین نکنید لطفا
تنها چیزی که باعث شد این چند خط را بنویسم، توهینهاییست که به اسم شوخی و دور هم باشیم – چه در توییتر و چه در فرندفید – به دکتر مزیدی میشود و میخوانم و نمیدانم و نمیفهمم چرا شوخی معنیش این شده که به یکی توهین کنیم تا بقیه خوش خوشانشان شود.
اتفاقا قصد حمایت دارم ازش؛ دوست نادیدهایست در این وبلاگستان که اگر نبود، خیلیها هنوز هم داشتند روی سرویسهای وبلاگنویسی ایرانی مینوشتند و همیشه هم نگران هویتشان بودند که لگدمال نشود و وبلاگشان را نبندند.
امثال مزیدی – البته در اینجا منظورم خود حسین آقای مزیدیست – که خیلی لقبها – که اگر یکیش را به خودمان میدادند در کسری از ثانیه جرشان میدادیم- بهش چسباندهایم، یکجور موهبت هستند برای تکنولوژی – و در نهایت ما به عنوان کاربران نهایی آن – ؛ خیلی از سایتها، نرمافزارها و سختافزارهای امروز و به طور قطع آینده، با توجه به نیازهایی طراحی و اجرا میشود که اساس تعریفشان این آدمها هستند.
توسعهی خیلی از تکنولوژیها به واسطهی آدمهای – به قول ما عوام، خوره – پیگیری مثل مزیدی سرعت میگیرد. ما – سایرین- با همهی ادعاهای کذایمان، در این بخش به چنین آدمهایی مدیون هستیم. اگر حسین آقای مزیدی را به عنوان دوست قبول نداریم و همهی سعیمان را در مذمت و نکوهش رفتارش – به دلیل اینکه ما نمیپسندیم – به کار میبریم، حداقل حرمت این دینی که به گردنمان دارد نگه داریم، حداقل گاهی که حال بهتری داریم.
نکنید این کارها را، در شان شما نیست رفقا. میشود به آسانی، در فیدخوان گوگل یا بقیهی مخلفات اینترنتی، با برداشتن یک تیک یا زدن یک کلیک ناقابل، از صفحهی زندگی مجازیمان حذفاش کرد، بدون اینکه بهش توهین کرد به اسم شوخی و نیش و کنایه زد محض خندهی رفقا. باور کنید میشود بدون توهین به دیگران هم وبلاگ خوبی داشت و حتی طنزنویس خوبی بود، باور کنید که میشود.
منیری گفت
سلام. ممنون. اما آن یادداشت بابت دینیست که دکتر حداقل به گردن من یکی دارد. شاد باشید.
———————————————————-
من بیشتر! منظورم اینست که دین بیشتری آقای دکتر مزیدی برگردن من دارد و در شروع این وبلاگ کمک باارزشی به من کرد. زیاد به آن نمیپردازم چون دارد کار خودش را میکند و میرود جلو! و دوست ندارد کسی ازش تعریف و تمجید کند. موفق باشید ع.آرام
From Tehran, with love! گفت
آقای منیری حق دارن …
شما هم به نکته ظریفی اشاره کردین
شاید قدر نمی دونیم…شاید فکر می کنیم نمک شوخی به تند روی باشه…
نمی دونم
راستی چرا اینجوری میشه؟
too.mohsen گفت
با هم بخنديم نه بر عليه هم . فرهنگ سازي نشده . يه وقت توي جمع به يكي گير ميدن و كاري ميكنن كه طرف به ستوه در مياد بعد از كوره در ميره اونوقت بهش ميگن كم جنبه اي و فلان … و بهمان….. خيلي ها نافهميده باعث اذيت و ناراحتي ميشن واقعآ ازاينجور جمع ها متنفرم . جمعي كه نتونه در لباس شوخي سالم چيزي بهم گوشزد نكنند ويا اينكه ياد هم بدهند ميخوام هفتاد سال سياه نباشه .