خواب در بیداری! (1)

باور نمی‌کنید ولی واقعیت دارد!

این مطلب، نه داستان است، نه طنز و نه حتا یک نمایشنامه‌ی مدرن! فقط گزارشی است از یک خواب در بیداری!

همه از خواب در خواب! برداشت مشخصی دارند و با تطبیق نسبی حوادث آن، با معیارها یا تصورات شناخته‌شده‌‌‌، می‌دانند که خواب چیست یعنی این‌که برحسب اعتقادات یا تجارب یا علائق شخصی، آن‌را جدَی بگیرند یانه.

در خواب، سوژه یا خواب‌بیننده اختیاری ندارد و نمی‌تواند در ماجرائی که درجریان است از روی قصد و با ابزارهای بیداری دخالت کند. حتا زمانی که خود یا دوستان و اطرافیانش به خطر می‌افتند قدرت دخالت و کمک برای رفع خطر ندارد، در واقع او تنها یک ناظر است.

برخلاف آن، خیال‌پردازی که فرنگی‌ها به آن فانتاسیَز یا fantasize می‌گویند ساخته‌ی ذهن انسان است و شخص، رسیدن به آرزو‌هائی را که در مواقع عادی به آن‌ها دسترسی ندارد در خیال تحقق می‌بخشد و به آن شاخ و برگ می‌دهد. گرچه هر دو مورد، در حالات جسمی و روحی فرد بی‌تأثیر نیستند ولی شخص بلحاظ اطلاعی که از تصنّّعی بودن خیال‌پردازی در بیداری دارد آن‌را جدّی نمی‌گیرد. از موارد استثائی و اختلالات روانی دراین‌جا صرفنظر می‌کنم.

شما حالت سوّمی را هم تصور کنید که نه خواب باشد و نه خیال‌پردازی! یعنی انسان در بیداری خواب ببیند؛ با چشمان باز و با حرکات عادی دست و پا و به اختیار خود جابجا ‌شود، ببیند، بشنود ولی قدرت دخالت در اتفاقاتی که در اطراف‌اش می‌افتند نداشته باشد! بعلاوه دیگرانی که در صحنه هستند حضور اورا احساس نکنند! به این حالت می‌گویند خواب در بیداری!

خواب در بیداری بعضی از خصوصیّات خواب و پاره‌ئی از خصوصیات خیال‌‌پردازی را درخود دارد! مثل خواب طبیعی، شخص به اختیارخود عمل نمی‌کند و ناظر است ولی چون می‌داند آن‌چه که اتفاق می‌افتد واقعی نیست، یعنی خواب است! و یا به عبارتی”خلاف واقع” است! آرزو می‌کند آن‌طور نبود و چون مستقیم یا غیر مستقیم قادر به دخالت در تغییر آن‌چه که در جریان است هم نیست! (یعنی نه در حالتی طبیعی از خواب است که پس از بیداری خیالش راحت بشود که “خواب بوده!” و نه مثل رؤیا قادر به تغییر صحنه‌ها بمیل خود است،) حالتی بسیار عذاب‌آورتر و یأس‌آورتر از خواب یا رؤیا به او دست می‌دهد.

اگر از آدم‌های خوشبخت روزگار هستید و هیچ‌وقت در بیداری خواب نمی‌بینید که خوش بحال شما. با شما کاری ندارم. با آن‌هائی هستم که مثل من بطور مکرر در بیداری خواب می‌بینند. برای این‌که بیش‌تر متوجّه‌ی چنین حالاتی بشوید چند مثال می‌زنم که تا بحال برایم اتفاق افتاده و آرزو می‌کنم برای شما اتّفاق نیفتد، برای جلوگیری از طول کلام و خستگی شما، هر بار یک مورد از حالات خواب در بیداری را نقل می‌کنم! بدیهی است موارد بعدی چون مقدمه نخواهند داشت کوتاه‌تر خواهند بود:

اول ببینیم این حالت خواب در بیداری چگونه شروع می‌شود یا تحت تأثیر چه عواملی شکل می‌گیرد. وقتی فرضاً عازم فرودگاه هستی و مقداری ظروف نقره قدیمی (قانونی و با سند و مدرک) همراه داری که می‌ترسی در چمدان به آن‌ها فشار بیاید و خراب بشوند، بفکر می‌‌افتی که همه را در روزنامه بپیچی و در یک ساک دستی بگذاری. چون مبداء و مقصد، هر دو داخل کشوراست، با تجارب قبلی و مشورت، می‌دانی که نباید به مشکلی از نظر بازرسی برخورد کنی، همه‌جا هم چشم از آن‌ها برنمی‌گیری مگر جائی که اطمینان داری کسی هست که به‌تر از تو از منافع تو حمایت کند!

وقتی اشیاء از زیر دستگاه رد می‌شود به تو می‌گویند این‌هارا بیرون بیاور ببینیم. بعد از دیدن و کمی پاس‌کاری که به آن نشان بده و به این نشان بده و پس از تأیید، همه را می‌ریزند توی ساک دستی و برمی‌داری می‌روی و تا تهران هم از خودت دور نمی‌کنی.

در تهران مرحله‌ی اوّل خواب در بیداری شروع می‌شود؛ قسمتی از نقره‌ها مفقود شده و بقیه نیز که سری بوده ناقص شده‌ و ارزش خودرا ازدست داده‌اند. نقره‌ها که با توجه به مشخصات و نقوش روی آن‌ها قدمتی بیش از صد سال داشته و خانوادگی‌است، ارزش این را دارند که موضوع را پی‌گیری کنی. بعد که تماس می‌گیری می‌گویند پی‌گیری نکن چون دردسر برایت درست می‌شود! هیچ‌کس تورا تحویل نمی‌گیرد، یعنی کسی تورا نمی‌بیند! و خلاصه دچار همان حالت خواب در بیداری می‌شوی و با خودت فکر می‌کنی این‌جا دیگر کجاست؟!

ادامه‌دارد.

fear

یک پاسخ

  1. سلام دوست خوبم
    وب بسیار زیبایی داری
    من در اولین فرصت لینکت میکنم
    تو هم حتما من و بلینک
    بهم یه سربزنی
    منتظرم
    شاد باشی و ایرانی

يك پاسخ برايش بگذاريد