نوشته شده در جولای 31, 2008 به وسیلهی ع. آرام
بعد از نوشتن مطلبی تحت عنوان “مدینههایغیرفاضله”، به شیوهی گویندگان رادیوتلویزیون! تلفنی مورد اعتراض چند نفر از دوستان قرار گرفتم که؛ بالاخره نفهمیدیم در هفتشهر عشق شیوهی اصلی نوشتن کداماست، جدّ است یا طنز یا در بارهی شعر و یا فلسفه! یا چی؟
خوب، این هم یک ضرورت دیگر برای توضیح دربارهی این وبلاگ و محتویات [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, فلسفه, کلکل | برچسبها: ورزش، موسیقی، ادبیات از نظر افلاتون, سیاست از نظر افلاتون | بیان دیدگاه »
نوشته شده در جولای 30, 2008 به وسیلهی ع. آرام
علم جز به سخن به مردم نرسد، و برتر از مردم
چیزی نیست جز آفریدگار مردم. ناصر خسرو
افلاطون در سال 427 پیش از میلاد بدنیا آمد. بیست ساله بود که سقراط را شناخت و هشت سال از تعلیمات وی بهره گرفت. در سال 399 پیش از میلاد، سقراط محکوم به مرگ شد. کشتن [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, فلسفه | برچسبها: روزی که رهبران دولت، تخت تأثیر نیروهای پست جامعه قرار میگیرند، جایگزین شدن جاه طلبی ، خست، لذت جوئی، کبر، و ا | بیان دیدگاه »
نوشته شده در جولای 28, 2008 به وسیلهی ع. آرام
نامهی چارلی چاپلین به دخترش (نقل به تلخیص از ایمیل دریافتی)
کمتر کسی هست که نامهی تاريخی چارلی چاپلين به دخترش را نخوانده باشد؛ نامهئی که درکشور ما بیشاز سی سال دست به دست چرخيد. در مراسم رسمی و نيمهرسمی بارها خوانده شد و مردم کوچه و بازار با هر بار خواندن به لبخند [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اطلاعات و اخبار, خاطرات, عکس, فارسی شکر بود | برچسبها: ، فرج اله صبا، نامه ساختگی چارلی چاپلین به دخترش | 3 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 25, 2008 به وسیلهی ع. آرام
به پیشنهاد بعضی دوستان که تذکر دادند شش بخش خاطرات سفر نیمه فرنگ و مطالب مربوطهی دیگر مثل همین پست یک مطلب است و تقسیم آن به بخشهای مختلف باعث ایجاد مشکل برای مراجعهی جداگانه خواهد بود، تصمیم گرفتم بخشهای مختلف را در یک پست بنام “متن کامل خاطرات سفر نیمهفرنگ…” با حذف یا اضافهکردن [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اطلاعات و اخبار, تاریخ و اطلاعات عمومی, ترجمهی متن انگلیسی, خاطرات, داستان, عکس, فارسی شکر بود, کتاب | برچسبها: خاطرات سفر به غرب ترکیه، ازمیر، سلچوق، کوش آداسی، معبد آرتمیس ، شهر باستانی افسوس | 11 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 25, 2008 به وسیلهی ع. آرام
در گیرودار بیبرقی و گرما و…به این چندتا نکتهی بیربط هم توجه بفرمائید:
1- تا بحال سعی کردم مرتب و منضبط باشم نشده! دست خودم نیس، وقتی مطلبی آماده میکنی میبینی برق رفت، یا برق خودت یا برق شهر! بهمین خاطر حواسم جای اینکه به نوشتن باشه توی سیو کردنه که نکنه برق بره و [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, اطلاعات و اخبار, خاطرات, طنز, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: بز یا شتر؟، ویاگرا، قطع برق، | 2 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 15, 2008 به وسیلهی ع. آرام
قرار بود تا مدتی چیزی ننویسم ولی اینها چیزهای جدیدی نیست، همان قدیمیهاست که دوباره مینویسم!
1- اوّل این عکس را ببینید! چه کسانی محیط زیست مارا آلوده میکنند؟!
برای رعایت امانتداری بگویم که این عکس را از وبلاگ کسوف داتکام گرفتهام، حالا مال خودش بوده یا اوهم از جای دیگری گرفته نمیدانم، بالاخره هرچیزی، [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اطلاعات و اخبار, خاطرات, عکس, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: آلودگی محیط زیست | 5 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 5, 2008 به وسیلهی ع. آرام
به ساعتام که نگاه کردم فکر کرم خراب است. ساعت میگفت هوا باید روشن و آفتاب درخشندگی هرروز خودش را داشته باشد، اما هوا تارک بود. همیشه این وقت روز تابلوهای مغازهها، تیربرقها و پنجرههای ساختمانها را راحت میشد دید. به چشمانم شک کردم. چراغها روشن شده بودند ولی بازهم جائی پیدا نبود. رفتم خانه [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, اجتماعی, اطلاعات و اخبار, خاطرات, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: هوای گرم، گرد و خاک شدید و فقدان بهداشت و امنیت راههای نفتی | 3 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 5, 2008 به وسیلهی ع. آرام
عجیب است ولی واقعیت دارد!
امروز رفتم بیمه تا کارت بیمهام را که سالی یکبار خودبخود باطل میشود بگیرم. این کارت را چند سال قبل گرفتم و چند بار هم تا بحال تمدید شده بود. قبلاً مدارکام را تکمیل کرده و تحویل داده بودم و این، دفعهی چهارم بود که برای پیگیری میرفتم. بار قبل [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, خاطرات, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: بخشنامههائی که خوانده نمیشوند، | 2 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 4, 2008 به وسیلهی ع. آرام
سرنوشت: چندوقت پیش مریضی داشتم شب عید که نوشتم بیمارستانها تق و لق بودند، پزشکان سر پست خود نبودند و یک ارتوپد میخواست بیماری را که سرگیجه و ناراحتی معده داشت معاینه و درمان کند! مریض و من به نتیجه نرسیدیم و بیماستان را به اعتراض ترک کردیم ولی آقای دکتر ارتوپد غیر متخصص بو [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, خاطرات, فارسی شکر بود, کلکل | برچسبها: بیانصافی و بیتوجهی در بیمارستانهای خصدصی، آفتابه لگن ده دست شام و ناهار هیچچی | ۱ دیدگاه »
نوشته شده در جولای 2, 2008 به وسیلهی ع. آرام
نقاشی با شن روی شیشه، همراه با موزیک و مخلّفات! اینجا
دستهبندی شده در: Blogroll, اخبار وبلاگها | برچسبها: نقاشی با شن روی شیشه | 2 دیدگاه »
نوشته شده در جولای 1, 2008 به وسیلهی ع. آرام
هفت شهر عشق در دنیای وب
شاه بود اما بسر تاجی نداشت
شعر گوی و طنز پرداز و ادیب
شوخ بود و قصد وراجی نداشت!
تارو پود گفته را خوش میتنید
کارگاه و دوک و نساجی نداشت!
دست تنها بود در تایپ و ادیت!
دستیار و خاله خانباجی نداشت
ساده بود و بی تکلف در دکور!
شاخ و برگ و بُته [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, شعر, فارسی شکر بود, کلکل | 2 دیدگاه »