لاف هفت‌شهری!

هفت شهر عشق در دنیای وب

شاه بود اما بسر تاجی نداشت

شعر گوی و طنز پرداز و ادیب

شوخ بود و قصد وراجی نداشت!

تارو پود گفته‌ را خوش می‌تنید

کارگاه و دوک و نساجی نداشت!

دست تنها بود در تایپ و ادیت!

دستیار و خاله خانباجی نداشت

ساده بود و بی تکلف در دکور!

شاخ و برگ و بُته و کاجی نداشت

شاخسارش دائماً سر سبز لیک

در نظردون صوت دراجی نداشت

راه خود می‌رفت “آرام” و صبور

چون حریفان قصد تاراجی نداشت

کعبه‌ی دل‌های عاشق‌پیشه بود

گرچه هرگز زائر و حاجی نداشت!

2 پاسخ

  1. ما زائرتیم حاجی :)

  2. با حال بود……..

پاسخ دهید