هفت شهر عشق در دنیای وب
شاه بود اما بسر تاجی نداشت
شعر گوی و طنز پرداز و ادیب
شوخ بود و قصد وراجی نداشت!
تارو پود گفته را خوش میتنید
کارگاه و دوک و نساجی نداشت!
دست تنها بود در تایپ و ادیت!
دستیار و خاله خانباجی نداشت
ساده بود و بی تکلف در دکور!
شاخ و برگ و بُته و کاجی نداشت
شاخسارش دائماً سر سبز لیک
در نظردون صوت دراجی نداشت
راه خود میرفت “آرام” و صبور
چون حریفان قصد تاراجی نداشت
کعبهی دلهای عاشقپیشه بود
گرچه هرگز زائر و حاجی نداشت!
دستهبندی شده در: Blogroll, شعر, فارسی شکر بود, کلکل

ما زائرتیم حاجی
با حال بود……..