خواب در بیداری (4)

به ساعت‌ام که نگاه کردم فکر کرم خراب است. ساعت می‌‌گفت هوا باید روشن و آفتاب درخشندگی هرروز خودش را داشته باشد، اما هوا تارک بود. همیشه این وقت روز تابلوهای مغازه‌ها، تیربرق‌ها و پنجره‌های ساختمان‌ها را راحت می‌شد دید. به چشمانم شک کردم. چراغ‌ها روشن شده بودند ولی بازهم جائی پیدا نبود. رفتم [...]

خواب در بیداری (3)

عجیب است ولی واقعیت دارد!
امروز رفتم بیمه تا کارت بیمه‌ام را که سالی یکبار خودبخود باطل می‌شود بگیرم. این کارت را چند سال قبل گرفتم و چند بار هم تا بحال تمدید شده بود. قبلاً مدارک‌ام را تکمیل کرده و تحویل داده بودم و این، دفعه‌ی چهارم بود که برای پی‌گیری می‌رفتم. بار قبل [...]