عجیب است ولی واقعیت دارد!
امروز رفتم بیمه تا کارت بیمهام را که سالی یکبار خودبخود باطل میشود بگیرم. این کارت را چند سال قبل گرفتم و چند بار هم تا بحال تمدید شده بود. قبلاً مدارکام را تکمیل کرده و تحویل داده بودم و این، دفعهی چهارم بود که برای پیگیری میرفتم. بار قبل مسئول مربوطه گفته بود باید از مرکز استعلام کنیم چون هرکاری برمیگردد به مرکز.
با فروتنی و ادب منتظر جواب ایستادم. طرف که گویا توی این هوای گرم پراز گرد و خاک، که معلوم نیست از کدام صحرای عربستان یا عراق به اینجا سرازیر شده، کمی دلاش بحالم سوخته بود، گفت: متأسفانه برای بار دوّم پاسخ دادهاند که نام شما در سیستم وجود ندارد! حالا باز دوباره باید استعلام کنیم و مدارک جدید را هم بفرستیم ببینند.
مدارک جدید عبارت از آخرین حکم و فیش حقوقی من بود که درآن قید شده بود چه مقدار بابت بیمه از حقوقام در ماه کسر میشود. مبلغ بیمه را نشان دادم و گفتم سالهاست مبلغی بابت بیمه میپردازم، پس باید اسم کسی که حق بیمه پرداخت میکند در سیستم! باشد. گفت: حق با شماست ولی از اختیار من خارج است. وقتی میگویند در سیستم نیست لابد نیست، بیخود که نمیگویند!
این بار هم حق بامن نبود. مثل کسی که در بیداری خواب میبیند به خودم گفتم: این هم یکی از اشکالات بعضی از سیستمهاست که دست بگیر دارند ولی دست پسدادن ندارند. مثل همان فوقالعاده شغلی که حق بازنشستگیاش را کم کردند و بعد جزو حقوق بازنشستگی بحساب نیامد. یا…خوب بگذریم، چه فایده دارد، تازه یادم آمد چون اسمم در سیستم نیست، ممکن است هزینههائی را هم که تا بحال دادهاند بخواهند پس بگیرند! سرم را انداختم زیر و آهسته از در رفتم بیرون! تا روزی دیگر و خاطرهی شیرین دیگر، شب و روز بر همهی شما خوش!
مربوط به موضوع های: Blogroll, خاطرات, فارسی شکر بود, کلکل

یادم میآید یکی از اقوام همچنین مشکلی داشت سابقه 13 سال بیمه اش گم شده بود یک یکسالی طول کشید تا درست شد
تکرار تکرار است. من هم سالها بیمههای اجتماعی همسرم را پرداختهام ولی اسم ایشان در سیستم نیست همان طور که من با وجود داشتن معافی سربازی بدلیل استخدام در وزارت آموزشو پرورش، سربازی فراری هستم.