با اجازه و پوزش از شاعر بزرگوار، فریدون مشیری (1305-1379)
بیتو بی برق شبی باز ازآن کوچه گذشتم
همه جا دست کشیدم پی دیوار تو گشتم
پنجهام رفت سوی آیفون برقی که نزنگید
عاشقی مست نگه کرد و براین معرکه خندید
گفت این خانه گرفتار دغلبازی و حراج و چپوشد
صاحب خانه فرارید و زن و بچه ولو [...]
دستهبندی شده در: Blogroll, خاطرات, شعر, فارسی شکر بود, کلکل | 13 دیدگاه »
