سراب

هفت شهر عشق سابق

روشنائی خیابان‌های شهرها در 1600 سال پیش!

ارسال شده توسط ع. آرام در آگوست 18, 2008

به پیشنهاد بعضی دوستان که تذکر دادند شش بخش خاطرات سفر نیمه فرنگ و مطالب مربوطه‌ی دیگر مثل همین پست یک مطلب است و تقسیم آن به بخش‌های مختلف باعث ایجاد مشکل برای مراجعه‌ی جداگانه خواهد بود، تصمیم گرفتم بخش‌های مختلف را در یک پست بنام “متن کامل خاطرات سفر نیمه‌فرنگ با ویرایش و عکس‌های جدید” با اضافه‌کردن توضیحات ضروری دیگر مجدداً در صفحات داخلی(برگه‌ها) بگذارم. چون بعضی نیز لینک مطالب را در وبلاگ‌های خود اضافه کرده‌اند، تا مدتی مطالب قبلی حذف نخواهند شد ولی بعلت اشغال فضای زیاد و تکرار عکس‌ها، در آینده ناچار به حذف آن‌ها خواهم بود. ازاین به بعد در صورت لزوم فقط به پست جدید (متن کامل…) عکس یا مطلب اضافه خواهد شد. بنابراین تقاضا دارد از نظر راحتی خودتان فقط به (متن کامل…) در سایدبار (برگه‌ها) برای خواندن مطلب و دیدن عکس‌ها مراجعه فرمائید. با تشکر و پوزش

سرنوشت: نمی‌دانم این کار درستی‌است که هی عنوان مطلب را عوض کنم؟ حتماً درست نیست ولی این را بخوانید تا پی به یکی از عادات نحس پسندیده‌ی من ببرید:

من ذاتاً به دوستان احترام می‌گذارم و در مقابل توقع احترام هم دارم. یکی از دوستان جدید نوشته‌بود وقتی دیدم مطلب جدید گذاشته‌ئی آمدم بخوانم ولی دیدم راجع به برق است. احتمالاً دلش ازاین مطلب تکراری بهم خورده ورفته! منم با اجازه‌ی شما عنوان را عوض کردم. اشکالی که نداره؟

——————–

توضیح مختصری درباره‌ی یک عکس.

از همین‌جا درخواست می‌کنم از آقای کشمیری {رجوع کنید به پست قبلی} و دیگران که عکس‌ها را به تنهائی کش نروند، تکست با عکس روی هم، لطفاً سوا نکنید. برندارید چه به‌تر، برداشتید لطفاً مأخذ را ذکر بفرمائید تا گرفتار لعن و نفرین و ناسزا دراین‌دنیا و آن دنیا نشوید! من اگر عکسی را از جائی برمی‌دارم منبع آنرا هم ذکر می‌کنم یا می‌نویسم که از خودم است. این عکس و چند عکس دیگر را از جائی گرفته‌‌ام که در بخش‌های قبلی توضیح داده‌ام. بقیه از خودم بوده‌است.

از سری عکس‌های اِفِسوس چشمم به این عکس افتاد که نکات جالبی درآن وجود دارد و بدون این توضیحات‌، عکس یک چیزی معمولی‌است و حداکثر منظره‌ئی زیبا را نشان می‌دهد. دراینمورد توضیحاتی هم قبلاً داده‌ام که به‌تراست بخوانید.

خیابانی که در عکس دیده می‌شود، از یکسو وصل است به محلّات بالای شهر یعنی خانه‌های حکمران (کنسول) و افراد متمکن و کتاب‌خانه و تئاتر یامحل اجرای موسیقی (تئاتربزرگتردر قسمت پائین سمت راست جاده قراردارد.) و حمام و غیره، از پائین می‌خورد به harbour یعنی بندرگاه یا لنگرگاه و پناه‌گاه دریائی. شاید اگر کمی پیاده بطرف پائین حرکت کنیم، دریائی دیده نشود ولی آثار بندرگاه هست. گفته می‌شود این بندرگاه دارای ورودی بسیار زیبائی‌است که از نظر عکاسان مخفی مانده! زیرا اطراف آن‌را بوته‌زارهای انبوهی فرا گرفته و دسترسی به آن امکان پذیر نیست. تا ازاین کوه دور نشده‌ایم بگویم که در اوائل دوران مسیحیت، روحانیون (بیشاپ‌ها) و افراد معمولی که از چندخدائی رو گردانده و به مسیحیت گرویده بودند دائم مورد آزار و اذیت کفار قرار می‌گرفتند. قلّه‌ی این کوه جائی است که بنام زندان سنت پائولوس معروف است زیرا این فرد مسیحی مدتی درآن زندانی بوده است. کوه را که دور بزنیم، بعد از چند پیچ و تپه و سربالائی و سرازیری به خانه‌ی حضرت مریم می‌رسیم که داستانش را قبلاً نوشتم.

در تمام طول 530 متری این خیابان در دوطرف ستون‌هائی دیده می‌شود. عرض خیابان 21 متر و فاصله‌ی ستون‌ها 5 متراست ولی در جاهائی بین ستون‌ها، ستون‌های دیگری هم بوده که گفته می‌شود روی هریک مجسمه‌ئی نصب بوده است. وسط خیابان به عرض 11 متر با سنگ مرمر فرش شده است. این تعداد ستون که در سرتاسر خیابان وجود دارد، تصور می‌فرمائید چه کاربردی داشته‌اند؟ بد نیست بدانید این ستون‌ها در واقع تیرهای برق هستند! یعنی بالای هرکدام چراغی بشکل شمع یا چیزی شبیه آن قرار داشته که نور خیابان را در شب تأمین می‌کرده است.

این خیابان که گفته شده مهمترین قسمت شهر بوده، توسط امپراتور آرکادیوس در سال‌های بین 395 تا 408 میلادی احداث شده و کلیه آثاری که مربوط به این امپراتور است بنام آرکادین Arcadian شهرت دارند. زیر این خیابان تا بندرگاه و برسد به دریا، فاضل‌آب یا اگوئی وجود داشته که فاضل‌آب را به بیرون شهر هدایت می‌کرده‌است.

چهار ستون یاد بود که متعلق به قرن پنجم میلادی است وسط خیابانی که به بندرگاه ختم می‌شود احداث شده بوده که گفته شده برای نگهداری مجسمه‌های چهار نویسنده‌ی چهار قسمت از انجیل عهد جدید بوده‌است.

پی‌نوشت: این عکس‌ها ادامه‌ی عکس‌های افسوس در غرب ترکیه نزدیک شهر سلچوق تقریباً 90 کیلومتری ازمیر است که قبلاً توضیحات لازم در پست‌های قبلی داده‌ام. برای کسب اطلاعات بیشتر به پست‌های شش‌گانه‌ی قبلی مراجعه فرمائید.

8 نظر تا “روشنائی خیابان‌های شهرها در 1600 سال پیش!”

  1. DESERTER گفت

    حالا كه گذشت رفت …
    من هر وقت چيزي مي خونم درباره شكوه گذشته دپ ميشم

  2. پردیس گفت

    سلام دوست عزیز وردپرسی من شما رو لینک کردم اگه منو لینک کنی بهم لطف کردی

  3. weblogchi گفت

    خیلی عالی بود.به نظرم نیاکان بشر امروزی از آینده ی علم بشر باخبر بودند و در جهت اون قدم برمیداشتند :)

  4. bikalak گفت

    با سلام به دوست عزيز مطلب جالبي بود
    من مدير سايت Bikalak.com هستم
    خوشحال ميشم با ” بانک مقالات فارسي ” و ” سايت تفريحي ” ما تبادل لينک کنيد http://www.bikalak.wordpress.com
    http://www.Bikalak.com دو لينک در دو سايت متفاوت

    از شما و از همه دوستان wordpress دعوت مي کنم به ما سر بزنند و اگر مايل بودند تبادل لينک نماييم
    موفق باشي

  5. انتظار گفت

    سلام……..من هنوز هم كپي رايت و رعايتش رو يك رويا بيشتر نميدونم………….پس شما هم بي خيال شيد كه ذكر منبع بكنن…….چون حل نميشه……..ولي كلا عكس و مطلب جالب بود…..منم به روزم.

  6. aliakbar.fatemi گفت

    با د رود به شما خواهشمندم بفر مائید ایا شمع ها یا چراغهای پیه سوز را بالای این ستونها میگذلشتند یا در جائی بوده که نورش به زمین میرسیده یا اینکه از چراغهائی که از سوخت دیگری استفاده مینموده اند استفاده میشده یا اینکه ستونها باین بلندی مورد مصرف دیگری داشته مثل مصلوب کردن مجرمین و غیره عذر میخواهم هر نوع فکر میکنم که از چه منبعی مگر نورافکنهای قوی بتوان بر سر این ستونها نصب نمود که نورش بزمین برسد چیز دیگری بنظرم نمیرسد که البته باید اجداد ما به نیروی اتم و نحوه استفاده از ان در جهت تولید برق پی برده باشند چون تا انجا که بنده شنیدهام از عمر استفاده از سوختهای فسیلی زمان زیادی نمیگذرد.در خاتمه موفقیت روز افزون برای سرکار خواهانم
    —————————————–
    جناب علی‌اکبرخان! عجب سؤال‌هائی! مگه من رئیس جمهورم که همه‌چیز بدونم؟ متنی بود ترجمه کردم، راجع به این ستون‌ها هم در متن آمده: candle-like street lamps…
    اگر راجع به المپیک دلم می‌خواست عکسی اضافه کنم، باید می‌رفتم و از ریز تا پیز همه‌چیز را یک تنه می‌نوشتم؟ اتفاقاً آدرس و مشخصات کتاب و ناشر را هم نوشته‌بودم. حالا که زیاد کنجکاو هستید عرض می‌کنم که: ارتفاع ستون‌ها غیر طبیعی نیست، حدود 5 متر یا بیش‌تر و با توجه به وسط خیابان که سنگ‌فرش بوده روشنائی کافی تأمین می‌شده (دفعه‌ی دیگه رفتم اندازه می‌گیرم!) نور از ماده‌ئی قابل اشتعال مثل نفت یا روغن تأمین می‌شده و برق هم نبوده و احتیاجی هم به ارژی اتمی هم نداشته‌اند.تیرهاهم فقط همین مصرف داشته چون صلیب معمولاً چوبی است. شما چیزی از فیلم اسپارتاکوس توی ذهنتان مانده همیشه که همین بساط نبوده. کمی هم از اطلاعات عمومی را برای افراد صاحب‌نظری مثل شما باقی می‌گذارم که لطف بفرمائید و مارا راهنمائی کنید. موفق باشید. در ضمن سوخت فسیلی هم خیلی وقت است شناخته شده و بعضی‌جاها نفت روی زمین بطور طبیعی جاری بوده و حتا در جنگ‌های قدیم هم عده‌ئی بنام نفت‌انداز بوده‌اند که آن‌را داخل کوزه می‌ریخته و بعد از آتش‌زدن با وسایلی پرتاب می‌کرده‌اند. مادره گفت مامان قربون چیشای بادمیت برم بچه‌هه گفت ننه من بادوم می‌خواهم!

  7. aliakbar.fatemi گفت

    با درود . از قدیم گفته اند میهمان اگر یکی باشه ادم گاو میکشه وقتی زیاد باشه باید فکر چینی و طرز غذا خوردن انها را به میهمانان یاد داد از متنی که خواندم اینطور استنباط شد که این ستونها در قسمتی از ترکیه بوده و انگونه که تا کنون شنیده ام ترک ها هیچوقت نفت نداشته اند . بدوا از زحماتی که متقبل میشوید کمال سپاسگذاری را دارم.
    ——————————————
    نگفتم حتماً نفت بوده بالاخره این هارا با مایعی روشن می کرده‌اند. وقتی باستان‌شناس‌ها گفته‌اند و توی کتاب‌ها‌ی قدیمی هم نوشته شده اینها برای نصب چراغ بوده چه اصراری دارید ثابت کنید چیز دیگری بوده، اگر دسترسی دارید از سازمان گردشگری ترکیه بپرسید، یا شما هم به سلیقه‌ی خودتان هر اسمی می‌خواهید رویشان بگذارید. آنجا هم آن وقت‌ها ترکیه نبوده یا دست یونان بوده یا رم و گاهی هم کشورهای دیگر ترک‌ها قرن‌ها بعد آمدند. زمانی هم که این بناها ساخته شده تفاوت دارد و آن خیابان را نوشته‌ام چه کسی دستور داده بسازند. لظفاً بخوانید، حالا یا نفت یا روغن یا هرچیزی، آن دولت‌ها آنقدر نیروی دریائی و کشتی و امکانات بحد کافی داشت‌اند که بتوانند سوخت لازم را از مستعمرات (یا متصرفات) خود بیاورند. اگر منابعی در اختیار دارید بنویسید و مارا هم راهنمائی بفرمائید. موفق باشید.

  8. aliakbar.fatemi گفت

    با درود به شما و زحمات شما امروز در برنامه ای رادیوئی اقای کشیشی ادعا میکرد که تمام صفحات اذربایجان مال ارمنستان بوده است و دلیل میاوردند که به دلیل انکه کلیساهائی قدیمی در این شهرها وجود دارد انها به ارمنستان تعلق داشته اند و چون مطمئنم شما از منابع موثق برخوردارید و من در این گوشه دور افتاده حتی زبان فارسی هم دارد یادم میرود خواهشمندم قبول زحمت بفرمائید و صدق یا عدم صدق گفتار ایشان را بر رسی بفرمائید . قبلا از قبول زحمت تشکر مینمایم . موفق باشید.
    ————————————–
    سلام. قربان اجازه بدید با کشیش‌ها شاخ ‌به شاخ نشیم همین مارا بس! اگه کسی هم گفته من از منابع موثقی برخوردارم اشتباه کرده بنده اصلاً از چیزی برخوردار نیستم! بگذارید آذربایجان و ارمنستان هم دعوای خودشان را بکنند، مارا سنه‌نه؟! عیسی به وبلاگ خودش موسی به وبلاگ خودش!

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>