نابغهی کمرو! – انیشتین در سن 9 سالگی با کمروئی و تردید، والدین خودرا دچار این نگرانی کردهبود که تصور میکردند او از استعدادهای معمولی هم بهره ندارد. آیا او از نوعی عدم توانائی شخصیّتی با علائمی بنام Aspergers syndrome (که بنام کاشف آن که یک اتریشی بود نامیده شده و با ایجاد رشتههائی عصبی کاذب موجب بروز اختلال در شخصیت افراد شده و مهارتهای فرد را در روابط اجتماعی تحت تأثیر قرار میدهد) رنج میبرد و گرفتار نوعی خیالپردازی و وهمگرائی بود؟
مقاومت و مبارزه با عوامل بیرونی – شواهد تاریخی زیادی در اینمورد در دست نیست ولی میشود گفت که وی در عین کمروئی، اندیشمند و متفکری کمنظیر بودهاست و اگر بگوئیم که در مدرسه با مشکلاتی مواجه بوده این مشکلات برمیگردند به مقاومت در برابر معلّمین سختگیر و در واقع زندگی در محیطی مرکب از نا ملایمات موجود برای یک جوان یهودی در محیطی کاتولیک. یک اصطلاح یا عقیده وجود دارد که میگوید:مغز افراد با صورت آنها متفاوت است. (یعنی نمیتوان از روی ظاهر دربارهی افراد قضاوت کرد.)
تأثیر محیط – با اینکه دیگرانی چون هنری پوانکار و دیوید هیلبرت نیز در تجسمات و دارا بودن افکار ریاضی بسیار قوی بودند امّا آنها بیشتر روی مسائل نسبیّت کار میکردند و انیشتین ازاین نیز فراتر رفت. توانائیهای او برمیگردد به رشد در بین دوستان و خانوادهی با انضباط و قوی آلمانی و آموزشهای سوئیسی و البته به جسارت و شهامت وی در یافتن پاسخهای تازه و بدیع.
تفاوتها – از همان ابتدا، اطرافیان “انیشتین” متوجّه تفاوتهائی در فکر و رفتار وی شدهبودند. وی اصرار داشت تا مغز او پس از مرگش برای تحقیقات مورد استفاده قرار گیرد. زمانی که در سال 1955 وی در گذشت، یک پاتولوژیست (آسیبشناس) بنام توماس هاروی سریعاً نسبت به نگهداری و نمونهبرداری از مغز انیشتین اقدام کرد. گزارشات وی در ابتدا نشان میداد که او نتوانستهاست چیز خارقالعادهئی ببیند. تمام قسمتهای مغز، شبیه مغز افراد دیگر بود. کار تحقیق و بررسی تا سال 1999 متوقّف ماند.
تلاش مجدّد – با مشاهدهی نمونههائی که توماس هاروی تهیه کردهبود، ساندرا اف ویتلسون و همکاران او دریافتند که مغز انیشتین چین کوچکی کم دارد! این چین یا wrinkle بنام parietal operculum در بیشتر افراد وجود دارد. با دقت بیشتر مشخّص شد که در عوض، سایر قسمتهای مغز در دو طرف کمی بزرگتر از حدّ معمول است. قسمت جداری مورد بحث معمولاً بعنوان ناحیهئی که با تجسمات بصری visual imagery و تفکّرات ریاضی mathematical thiking سرو کار دارد شناخته شدهاست.
و حالا یک سؤال: با وجود اینکه نمیتوان منکر فواید انرژی اتمی در زمینههای مختلف شد، همیشه این سؤال مطرح بوده که آیا مردی که در یک کنسرت هنری بنفع مستمندان شرکت میکرد و ویالون مینواخت، واقعاً نمیدانست از اکتشافاتش در جهت نابودی میلیونها انسان بیگناه در بمبارانهای اتمی بوسیلهی مردان نظامی و سیاسی سوء استفاده خواهد شد؟ و آیا شواهدی دردست هست که نشان بدهد او بعنوان یک دانشمند و “نابغه،” تلاشی در جهت جلوگیری از سوء استفاده از نیروی اتمی در زمان حیاتاش بعمل آورده باشد؟! به یاد داشته باشیم که “نابغه” و “نبوغ” دارای بار مثبت بوده و بیشتر در بارهی دانشمندان و هوشمندان طرفدار فرهنگ و هنر و ادب بکار برده شدهاند!
الزاماً منظورم دانشمندانی چون آلبرت انیشتن نیستند! ولی، با تعبیری که از کلمهی نبوغ و بار انسانی و اخلاقی آن دردست داریم، پرسش ایناست که ساختن و بکار بردن سلاحهای اتمی و هرنوع سلاح مخرب نظیر بمبهای خوشهئی و ئیدروژنی و غیره نبوغ است یا ضد نبوغ؟! و تا چه حد، برای کشورهائی که انبارهای خودرا ازاین نوع سلاحها انباشتهاند، میتواند غرورآفرین باشد؟
مربوط به موضوع های: Blogroll, اطلاعات و اخبار, ترجمهی متن انگلیسی, خاطرات, عکس, کلکل

















به نظرم دانشمندان مسیولیتی در قبال استفاده نادرست از یافته های علمی خود ندارند مهم حرکت قافله انسانی به سوی کمال علمی است
باآقاي سلطاني موافقم .
عكسهاتون معركه بودن
مطلب بسیار زیبایی بود.ازش استفاده کردم در مقاله ام البته با ذکر منبع.سپاس