نمودی دیگر و نبودی دیگر!

طبیعت را پاس بداریم.
غار کهک درجنوب روستای کهک در راه دلیجان -  اراک، بعد از دو راهی سلفچگان، قرار دارد.
 از دیدنی‌ها می‌گذرم چون باید دید، (نوشتن کی‌بود مانند دیدن!) کمی از خواندنی‌ها و شنیدنی‌ها می‌گویم: گفته شده در داخل و نزدیک دهانه‌ی غار کهک، گردش‌گران آنقدر آشغال ریخته‌اند که آدم را از طبیعت‌گردی پشیمان می‌کند. [...]

یادی از ارحام صدر

نیش عقرب، هنرمند و بی‌هنر نمی‌شناسد!
اوائل دهه‌ی شصت، تصادفاً در سایه ی لطف دو بزرگوار قرار گرفتم که یکی هم آقای  رضا‌ارحام‌صدر بود. آن دیگری حدود سال هفتاد و این، دیشب شنیدم که درگذشته‌است، در مراسم آن دوست بودم در حالی که بعلت کسالت و سرما و دوری راه امکان شرکت در مراسم خاک‌سپاری [...]

تأثیر حضور شیر و شتر در زندگی ما

  مطلب تازه‌یی آماده کرده‌بودم که دراین‌جا بگذارم و سرگرم نوشتن مطلبی بودم برای وبلاگ “ترتیزک” که خبردار شدم یکی از دوستان قدیمی یعنی آقای ارحام صدر هنرپیشه‌ی معروف تئاتر اصفهان (و ایران) در سن 84 سالگی درگذشته‌اند. بخاطر آشنائی با ایشان در سال‌های 62 به بعد دست و دلم به کار نرفت و تصمیم گرفتم [...]

یک “تغییر” و یک “اعتراف” دیگر!

 برخلاف بعضی‌ها که نه تغییر می‌کنند و نه اگر دچار اشتباه شدند اعتراف، من هم تغییر می‌کنم هم اعتراف و هم عذرخواهی! اوائل فکر می‌کردم چیزهای ناهم‌گون و نا متجانس و حتّا مخالف را در یک‌جا می‌شود گرد آورد؛ مثلاً ظاهرِ خوب و باطن بد! حرف سفید و عمل سیاه! صورت خندان و دل گریان! [...]

لزوم تغییر در جهت بهبود

 می‌گویند خدا نجار نیست ولی خوب در و تخته رو به هم جور می‌کنه. یا همچین چیزی! خیلی دلم می‌خواست این‌تکه رو جدی بیام و از حالت طنز خارج بشم چون خیلی وقته لزوم تغییراتی رو حس می‌کنم. باید کمی جدّی باشم! (باشیم!) حالا اصلاً چرا کمی؟
معموله که مسائل جدّی رو به طنز می‌نویسن [...]

مشابهت اسمی!

انتخاب اسم (ع.آرام) هم برای ما دردسری شده. می‌خوام امروز کلّی حاشیه برم. می‌دونم از کجا می‌خوام شروع کنم ولی نمی‌دونم از کجا سر در می‌آرم! تقصیر من نیست، ما همیشه گتره‌ای کار می‌کنیم و عاقبت کار رو در نظر نمی‌گیریم!
نمی‌دونم چی‌طو شد که ای‌طو شد و رفتم دوباره سراغ جستجوگرها تا ببینم [...]

اعترافات!

پیاز، چوب و صدتومن!
بخاطر رفع سوء تفاهم و پیش‌گیری از شکاف‌های احتمالی فکری و وبلاگی! هر از چندگاهی کمی اعتراف (نه به سبک اعترافاتی که جلو کشیش‌ها می‌شه، بل‌که به روش خودمون با ابراز شرمساری از گناهان، در حضور خداوند و دوستان،) ضرورت داره.
لازم نیس کسی آشپزی و یا زبان چینی و تایلندی بدونه، یا [...]

خردل!

 از یک ای‌میل دریافتی
روایت شده که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از نشست‌های خسته کننده‌ی آن روز تاریخی! به صرف شام پرداختند. در کنار میز شام، یکی از سگ‌های چرچیل ساکت  نشسته بود و به آن‌ها نگاه می‌کرد، چرچیل خطاب به همراهانش گفت: فکر می‌کنید چه‌جوری می‌شه از این  خردل تند [...]