Posted on دسامبر 31, 2008 by ع. آرام
طبیعت را پاس بداریم.
غار کهک درجنوب روستای کهک در راه دلیجان - اراک، بعد از دو راهی سلفچگان، قرار دارد.
از دیدنیها میگذرم چون باید دید، (نوشتن کیبود مانند دیدن!) کمی از خواندنیها و شنیدنیها میگویم: گفته شده در داخل و نزدیک دهانهی غار کهک، گردشگران آنقدر آشغال ریختهاند که آدم را از طبیعتگردی پشیمان میکند. [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, خاطرات, عکس | 3 Comments »
Posted on دسامبر 15, 2008 by ع. آرام
نیش عقرب، هنرمند و بیهنر نمیشناسد!
اوائل دههی شصت، تصادفاً در سایه ی لطف دو بزرگوار قرار گرفتم که یکی هم آقای رضاارحامصدر بود. آن دیگری حدود سال هفتاد و این، دیشب شنیدم که درگذشتهاست، در مراسم آن دوست بودم در حالی که بعلت کسالت و سرما و دوری راه امکان شرکت در مراسم خاکسپاری [...]
مربوط به موضوع های: اجتماعی, خاطرات, طنز, کلکل | 4 Comments »
Posted on دسامبر 14, 2008 by ع. آرام
مطلب تازهیی آماده کردهبودم که دراینجا بگذارم و سرگرم نوشتن مطلبی بودم برای وبلاگ “ترتیزک” که خبردار شدم یکی از دوستان قدیمی یعنی آقای ارحام صدر هنرپیشهی معروف تئاتر اصفهان (و ایران) در سن 84 سالگی درگذشتهاند. بخاطر آشنائی با ایشان در سالهای 62 به بعد دست و دلم به کار نرفت و تصمیم گرفتم [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, فارسی شکر بود | 1 نظر »
Posted on دسامبر 12, 2008 by ع. آرام
برخلاف بعضیها که نه تغییر میکنند و نه اگر دچار اشتباه شدند اعتراف، من هم تغییر میکنم هم اعتراف و هم عذرخواهی! اوائل فکر میکردم چیزهای ناهمگون و نا متجانس و حتّا مخالف را در یکجا میشود گرد آورد؛ مثلاً ظاهرِ خوب و باطن بد! حرف سفید و عمل سیاه! صورت خندان و دل گریان! [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, فارسی شکر بود, کلکل | 1 نظر »
Posted on دسامبر 5, 2008 by ع. آرام
میگویند خدا نجار نیست ولی خوب در و تخته رو به هم جور میکنه. یا همچین چیزی! خیلی دلم میخواست اینتکه رو جدی بیام و از حالت طنز خارج بشم چون خیلی وقته لزوم تغییراتی رو حس میکنم. باید کمی جدّی باشم! (باشیم!) حالا اصلاً چرا کمی؟
معموله که مسائل جدّی رو به طنز مینویسن [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, اخبار وبلاگها, فارسی شکر بود, کلکل | 2 Comments »
Posted on دسامبر 4, 2008 by ع. آرام
انتخاب اسم (ع.آرام) هم برای ما دردسری شده. میخوام امروز کلّی حاشیه برم. میدونم از کجا میخوام شروع کنم ولی نمیدونم از کجا سر در میآرم! تقصیر من نیست، ما همیشه گترهای کار میکنیم و عاقبت کار رو در نظر نمیگیریم!
نمیدونم چیطو شد که ایطو شد و رفتم دوباره سراغ جستجوگرها تا ببینم [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, اطلاعات و اخبار, خاطرات, فارسی شکر بود, کلکل | 1 نظر »
Posted on دسامبر 3, 2008 by ع. آرام
پیاز، چوب و صدتومن!
بخاطر رفع سوء تفاهم و پیشگیری از شکافهای احتمالی فکری و وبلاگی! هر از چندگاهی کمی اعتراف (نه به سبک اعترافاتی که جلو کشیشها میشه، بلکه به روش خودمون با ابراز شرمساری از گناهان، در حضور خداوند و دوستان،) ضرورت داره.
لازم نیس کسی آشپزی و یا زبان چینی و تایلندی بدونه، یا [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, فارسی شکر بود, کلکل | 1 نظر »
Posted on دسامبر 2, 2008 by ع. آرام
از یک ایمیل دریافتی
روایت شده که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از نشستهای خسته کنندهی آن روز تاریخی! به صرف شام پرداختند. در کنار میز شام، یکی از سگهای چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همراهانش گفت: فکر میکنید چهجوری میشه از این خردل تند [...]
مربوط به موضوع های: Blogroll, خاطرات, طنز, کلکل | 3 Comments »