یک “بیت” بجای یک دنیا حرف و غزل عاشقانه

شعر گفتن (یا سرودن،) هم حوصله می‌خواهد، هم دلی از کینه جدا و هم خواننده‌ یا شنونده‌ی علاقمند و پر از مهر و صفا. عاشقان همیشه در دنیا مورد بی‌مهری و جفای “یار” و “اغیار” قرار گرفته‌اند. بی‌مهری خودی و یار هم که می‌دانید از بی‌مهری بیگانه و اغیار دردناک‌تر است.
یک بیت از اشعار مرحوم [...]

همه‌دانی و هیچ ندانی

می‌گویند: “همه چیز را همِگان دانند.” بخاطر همین است که مردم (بعضی از انسان‌ها!) بصورت اجتماع زندگی می‌کنند و لاجرم “اجتماعی” هستند و نیازمند و مکمّل یکدیگر. وقتی چیزی نمی‌دانیم از دیگری می‌پرسیم، (همه هم که “همه‌دانی” نیستند! بعضی‌ از جاهای دیگر آمده‌اند – یارم همه‌دانی و خودم هیچ ندانی!) راه‌های یادگیری و ارتباط هم [...]

به در مي‌گيم تا ديوار…ولي مگه گوش مي‌کنه!؟

يکي مي‌گه از اين طرف برو، يکي مي‌گه از اون طرف. عقل مي‌گه؛ گوش نکن، اگه مطمئن هستي که انتخابت درسته، نترس، راست شکمت بگير برو جلو! علامت‌ها رو هم اگه پس و پيش نوشتي لابد براي خودت دليلي داري. لازم نيس که همه‌چي رو توضيح بدي!
يکي مي‌گه تند برو، يکي مي‌گه يواش. اما عقل [...]

عشق و نفرت

جملاتي از وصيت‌نامه‌ي گابريل گارسيا مارکز با عنوان “نفرتم را بر یخ می نویسم”
…اگر ذره ئي زندگی به من عطا می‌ شد٬ جامه‌ ئی ساده به تن می کردم. به خورشید خیره می شدم و کالبدم و سپس روحم را عریان می‌ساختم.
…اگر دل در سینه ام همچنان می تپید تمامی نفرتم را [...]

مناجات بی‌هنگام و بهنگام

1-
منادی بانگ بی‌هنگام برداشت
نمی‌داند که چند از شب گذشته‌ست
درازی شب از مژگان من پرس
که یک‌دم خواب در چشمم نرفته‌ست سعدی
2-
جائی بودیم و با دوستانی بر سر مشکلات ملموس بحث و گفتگو داشتیم؛ گفتم اگر، سه یا چهار چیز از خدا می‌خواستید که [...]

به چه قیمتی آقایان؟

ما آمده ا‌یم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه بهر قیمتی زندگی کنیم.
(وقتی می‌شود خدمت کرد و شرافتمند بود چرا خیانت؟)
چرا بعضی وقتها آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف، حاضر به دست زدن به هر نوع عمل ضد اخلاقی می شوند؟
http://aftab.ir/discussion/topic.php?id=1698

دروغ، اسب داریوش هخامنشی و سیب‌زمینی!

 
این را همه می‌دانیم و همه‌جا می‌نویسند که داریوش هخامنشی گفته یا نوشته؛ “خداوند کشورم را از سه چیز محفوظ بدارد: دشمن خارجی، خشکسالی و دروغ”
بدلایلی که قبلاً نوشتم، چون چند جلسه از برنامه‌ی نوشتن عقب افتادم اگر می‌بینید چند مطلب را یک کاسه می‌کنم ایراد نگیرید. اسم کورش و داریوش و دیگران را هم [...]

هنوز هم امکان وقوع هر پیش‌آمد ناگواری وجود دارد!

 تازه از یکی از حوزه‌های رأی گیری برگشته‌ام. مدتی کسالت داشتم و هنوز کاملاً رفع نشده ولی دو ساعت سرپا ایستادن را توانستم تحمل کنم. سرانجام با انتخاب یکی از همین بدها، رأی دادم یعنی رأی‌دادن برای من یکنوع تسکین و حرف‌زدن و مخالفت با همه‌ی چیزهای بد بود و بطریق اولی بدترین‌ها…
با وجود داشتن [...]