چند وقت پیش رفته بودم اصفهان. سری هم زدم به پل خواجو، بیاد ایام جوانی. ظاهراً به دلایلی چارهئی جز قطع آب نداشته و رودخانه را از بالا! خشکانده بودند. فیلمکی گرفتم، چندتا عکس هم از مسرور چوپان (یا چوپان مسرور!) و گوسفندهایش، از جای دیگر پیدا کردم که آدرس سایت مربوطه زیرش هست. اینها را با یک آهنگ دلگیر پسزمینه و نوای نیمهزندهی جوانان هنرمند اصفهانی، که از گلوی خشک میریزند بیرون و عقدههایشان را سرِ تُنبک خالی میکنند، بهم چسباندم این شد که میبینید. البته قسمتهائی هم ناچار حذف کردم تا مشکلی پیش نیاید و طولانی هم نشود، از طرفی امکان آپلود با سرعت کم اینترنت باشد و وقت شما ضایع نشود. هرچه هست فعلاً نه از آب خبری هست نه از آبادانی و نه گلبانگ مسلمانی! این قدمزدن عصرانهی ماهم توی گرما و گرد و خاک ناشی از تعمیرات پل که بحث جداگانهئی دارد، خیلی کشکی و بیخاصیّت از آب درآمد، به گوشت هم که این روزها فقط میشود از پشت پشم نگاه کرد!
خلاصه، این فیلم ما خیلی کشکی و پشمی شد، میبخشید!
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, اخبار وبلاگها, خاطرات, طنز, کلکل | بر چسب ها: خشکسالی، زایندهرود، گوشت، گوسفند، تنبک، پل خواجو

میشه کاری از شما باشه و کشکی بشه…ارام جان
——————————–
شما و بقیهی دوستان لطف دارید ولی این فیلم کوتاه گوسفند رود (که مثل بقیهی فیلمام به هیچ فستیوالی راه پیدا نکرد!) راجع به گوسفنده که هم ازش شیر و …کشک تولید میشه هم پشم داره پس هم کشکیه هم پشمی! در ضمن دلم میخواست دوستی بیاد بگه کیفیتش چطوره و میشه راحت داونلود کرد یانه. ممنون
سلام دوست عزیز از لطف و راهنمایی شما متشکرم من ضمن این که از ارادتمندان آن مرحوم هستم ولی با او نسبت فامیل ندارم. ودر مورد پست عدد پی در تخت جمشیداگر از وب شما استفاده کرده ام عذر می خواهم موفق و همیشه شاد باشید
———————————————————
باتشکر از شما دوست عزیز، اعتراضی نکردم، مطلب برای خواندن و استفاده کردن است. فقط پیشنهاد کردم که بهتر است منابع را هم ذکر بفرمائید. موفق باشید