وقتی توی یک سایت سرویس دهنده مثل همین وُردپرس، گزینهئی قرار میدهند، مثل امکان حذف یک پست، معنایش اینست که قانوناً میشود از آن استفاده کرد! یعنی اگر خواستی پستی را دیلیت! کنی، حق قانونی تو است، مثل حق نوشتن مطالب خوب یا فحش دادن! بخصوص اگر هنوز کسی کامنتی ننوشته باشد. اگر حق نداشتی که اینهم مثل چیزهای دیگر، که ارتباط با سرنوشت خودت دارد ولی حق نداری اعتراض کنی، نمیگذاستند دمِ دست! حیای گربه و دیزی و این حرفا هم بیخیال!
بعضی از ما از همهی امکاناتمان استفاده نمیکنیم. فرضاً حرفهای خوب میشود زد، دور از جان شما فحش هم میشود داد! یا مثلاً راست میشود گفت، دروغ هم میشود گفت! بعضیها بیشتر از یک گزینه استفاده میکنند و سراغ گزینههای دیگر نمیروند! شاید بخاطر اینست که هردو تأثیرشان را از دست دادهاند یا جابجا شدهاند، پس زیاد فرقی هم نمیکند!
برای اوّلین بار امروز صبح زود (درواقع سه ساعت و نیم بعد از نیمهشب) با شنیدن زنگ موبایل، و با رسیدن یک مسیج تبلیغاتی بیموقع، رگ فحشام گل کرد و همانوقت، چون بدخواب هم شدهبودم، چیزهائی نوشتم و بعنوان فحشهای صبحگاهی! گذاشتم توی وبلاگ. امروز به دلایلی غیر ضروری آنرا حذف کردم و این پست را جایش گذاشتم و حالا مایلم کمی توضیح بدهم. اصل مطلب موجود است و اگر لازم شد باز میگذارماش.
شما اس ام اس های ناخواسته و بیموقع زیاد دیدهاید. کاری به اصل مطلب ندارم، اینهم یکی از عیوب “تمدّنیته!”ی علط است. شاید در شونصدسال آینده این را هم یاد گرفتیم که بیخودی مزاحم کسی نشویم، یا دولتِ فخیمه، مثل چیزهای دیگر که در جهت رفاه مردم! انجام داده، فکری هم برای اینکار بکند، که البته چون برایش صرف نمیکند جلو اس ام اس های مزاحم را هم مثل چیرهای مزاحم دیگر بگیرد، بعید است. وقتی پولیّت! در بین باشد انسانیّت فدا میشود.
و امّا در حاشیه باید عرض کنم که یکی از امکانات و خواصّ وردپرس اینست که تقریباً میشود فهمید از چه سایتها یا وبلاگهائی به تو سر زدهاند. اتفاقاً امروز دوستان زیادی (یا خوانندگان وبلاگهای آن دوستان) سر زده بودند و چون از جاهائی که آمده بودند اغلب کامنتی هم مینوشتند، این بار فقط یواشکی خوانده و رفته بودند! احتمالاً فحشها را جالب تشخیص ندادهاند!
بحث بر سر کامنت نوشتن یا ننوشتن نیست. من مدتی است حسّاسیتی در اینمورد ندارم. نه عکسهای لخت و شیک میگذارم، نه تبلیغ آهنگهای جدید موبایل میکنم، نه از فوتبال و جومونگبال حرف میزنم، پس توقّعی هم نباید داشته باشم. مطلب اینست که گویا دوستان از فحش، حتّا نسبت به متخلّفین، خوششان نمیآید و به هرحال بعنوان یک نُرم یا اخلاق و سیرهی پسندیدهی ایرانی، این را مذموم میدانند.
تا اینجا درست، فحش دادن هم (اغلب!) کاردرستی نیست. ولی لطفاً بگوئید اگر کسی کار خلافی کرد، مثلاً دروغ گفت یا مسیج بیموقع فرستاد یا جلو کارهای خوب تورا گرفت، همه باید بخاطر رعایت نزاکت و بهم نخوردن سکوت و سکون جامعه ساکت باشند و دَم نزنند؟ جائی برای شکایت و رسیدگی که نیست، هزارجور بدبختی و گرانی و گرانفروشی را تحمل کنیم، حقکشی را تحمل کنیم و…باصطلاح هم چوب را بخوریم هم پیاز و هم صدتومان را بدهیم؟ تحمّل این اساماسهای تبلیغاتی بیموقع دیگر چرا؟ شاید گوشی قدیمی من امکان جلوگیری از پیامکهای مزاحم را ندارد؟ این هم شده مثل همان چسبونکهای تبلیغاتی که در و دیوار را زشت و بدترکیب کردهاند و با اینکه آدرس و تلفن هم دارند، کسی جلودارشان نیست. فکر میکنید راهی وجود ندارد؟ یک فحش ناقابل که به جائی برنمیخورد و دست کم دلِ آدم خنک میشود! انگار ما بوق تمدّنیته! را از سر گشادش میزنیم!
این یکی، و دیگر اینکه حتماً باید آدم مطالب زیبا و شسته روفتهئی بنویسد تا دیگران خوششان بیاید؟ اینهمه کارها و حرفهای زشت را تحمل میکنیم، این نوشته هم بالای همه! لطفاً حرفهای بدبد را هم جدّی بگیرید! خجالت نکشید! مگر این شرکتها و آدمهای نا آدم که مسیجهای بیخودی و مزاحم یا اسپمهای زیانآور میفرستند خجالت میکشند؟ به هر حال فحش هم یک گزینه است! همهاش که نمیشود کارهای خوب کرد، بروید کمی هم از بزرگترها یاد بگیرید!
مربوط به موضوع های: Blogroll, اجتماعی, طنز, کلکل | بر چسب ها: اساماسهای مزاحم، ضرورت فحش دادن!، استفاده از گزینههای وردپرس، ویرایش و دیلیت!

بنده به شخصه هرگونه فحش و دری وری به وزارت فخیمه مخابرات رو برای خودم مجاز میدونم
سلام
مسئله حل شد. منتها دو سه روزی طول کشید تا راه و چاره را یافتم.
آدرس جی میل شما را فکر نکنم داشته باشم.
با دوستی
محمد
——————————————-
سلام. خوشحالم که مشکل حل شد و بدحالم که دیر فهمیدم و فرصت از دست رفت تا خدمتی انجام بدهم. در ضمن جی میل را هم ای میل کردم! موفق باشید