<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای سراب</title>
	<atom:link href="http://7citiesoflove.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://7citiesoflove.wordpress.com</link>
	<description>هفت شهر عشق سابق</description>
	<lastBuildDate>Tue, 24 Nov 2009 15:08:05 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بازی‌های غیر کامپیوتری! با عبدالله شاهینی</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/22/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%db%8c/#comment-839</link>
		<dc:creator>عبدالله شاهینی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 15:08:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1704#comment-839</guid>
		<description>سلام دوست من .. از اینکه عکسم رو دیدی و با این حال نوشتی...خوشت نمی یاد ممنونم دوست عزیز تو آزادی از هر چه دلت می خواهد بدت آید و یا خوش !! به هر حال از اینکه نظری برایم نوشتی ممنون
--------------------------------------------------------------------
با سلام خدمت آقای شاهینی عزیز. نوشتم که اهل طنز هستم این را هم نوشتم که ببینم جوابم را می‌دهید یانه! اگر از شما خوشم نمی‌آمد که مرتب سر نمی‌زدم. نوشته‌های شمارا مرتب می‌خوانم. می‌گویند: طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد. در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد. فکر نمی‌کردم با چند جمله‌ی طنز رنجیده بشوید. موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست من .. از اینکه عکسم رو دیدی و با این حال نوشتی&#8230;خوشت نمی یاد ممنونم دوست عزیز تو آزادی از هر چه دلت می خواهد بدت آید و یا خوش !! به هر حال از اینکه نظری برایم نوشتی ممنون<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
با سلام خدمت آقای شاهینی عزیز. نوشتم که اهل طنز هستم این را هم نوشتم که ببینم جوابم را می‌دهید یانه! اگر از شما خوشم نمی‌آمد که مرتب سر نمی‌زدم. نوشته‌های شمارا مرتب می‌خوانم. می‌گویند: طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد. در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد. فکر نمی‌کردم با چند جمله‌ی طنز رنجیده بشوید. موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بازی‌های غیر کامپیوتری! با صادق</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/22/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%db%8c/#comment-838</link>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 12:34:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1704#comment-838</guid>
		<description>عالی بود . دست مریزاد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عالی بود . دست مریزاد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بازی‌های غیر کامپیوتری! با عمو اروند</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/22/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1%db%8c/#comment-837</link>
		<dc:creator>عمو اروند</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 20:25:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1704#comment-837</guid>
		<description>در اینجا همه مجانی واکسینه می‌شوند. من واکسن بار اول را زده‌ام. بار دومش هم باید زده شود ولی من یادم می‌رود بروم بهداری. بگذریم که دوسه روزه سخت مشغول نصب دیش ماهواره بودم. بهرجهت ما هم ماهواره دار شدیم ولی هنوز همه‌ی کانال‌ها را تنطیم نکرده‌ام، قرار است دوستی که تمام زحمتش را کشیده بیاید و ترتیب کار را بدهد.
ولی دیدن برنامه‌ها صدا و سیما خیلی مهوع است بخصوص برای من که سی سال است چنین قیافه‌های مهوعی را ندیده‌ام.
=========================================================
اینجا کمتر چیزی مجانی پیدا می کیند چیزهائی هم که قرار بود مجانی باشد مثل تخصیل، بهداشت، آب ، برق چند برابر شده واکسن آنفلوآنزای معمولی نفری ده هزار تومان باضافه‌ی سه هزار تومان پول تزریق. آب هم مجبوریم بطری‌های آب معدنی گران بخریم چون آب آلوده است و پراز شن و آشغال</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در اینجا همه مجانی واکسینه می‌شوند. من واکسن بار اول را زده‌ام. بار دومش هم باید زده شود ولی من یادم می‌رود بروم بهداری. بگذریم که دوسه روزه سخت مشغول نصب دیش ماهواره بودم. بهرجهت ما هم ماهواره دار شدیم ولی هنوز همه‌ی کانال‌ها را تنطیم نکرده‌ام، قرار است دوستی که تمام زحمتش را کشیده بیاید و ترتیب کار را بدهد.<br />
ولی دیدن برنامه‌ها صدا و سیما خیلی مهوع است بخصوص برای من که سی سال است چنین قیافه‌های مهوعی را ندیده‌ام.<br />
=========================================================<br />
اینجا کمتر چیزی مجانی پیدا می کیند چیزهائی هم که قرار بود مجانی باشد مثل تخصیل، بهداشت، آب ، برق چند برابر شده واکسن آنفلوآنزای معمولی نفری ده هزار تومان باضافه‌ی سه هزار تومان پول تزریق. آب هم مجبوریم بطری‌های آب معدنی گران بخریم چون آب آلوده است و پراز شن و آشغال</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای به سلامتی! با حسین</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2008/11/21/%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c/#comment-836</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 11:25:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=677#comment-836</guid>
		<description>خوب بود بهتر هم میتونه باشه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب بود بهتر هم میتونه باشه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای درباره‌ی خودم! با دکتر بعد از این</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85/#comment-835</link>
		<dc:creator>دکتر بعد از این</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 08:56:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?page_id=1281#comment-835</guid>
		<description>والا من که تحت آخرین نتایج فیس بوک به قتل می رسم و آخرین جمله ام هم اینه که به زیدام نگین خوشحال میشن!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>والا من که تحت آخرین نتایج فیس بوک به قتل می رسم و آخرین جمله ام هم اینه که به زیدام نگین خوشحال میشن!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای درد دل‌های یک همه‌کاره‌ی هیچ‌کاره! با mahlili</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/18/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d8%af%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%87%d9%85%d9%87%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%87%db%8c%da%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87/#comment-834</link>
		<dc:creator>mahlili</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 06:51:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1701#comment-834</guid>
		<description>درود..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اشکال از فرستنده بود! با حامد</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/16/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-833</link>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 16:25:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1688#comment-833</guid>
		<description>سلام وب جذابی دارین
خوشحال می شم به وب منم یه سری بزنی 
www.kasbkar.blogfa.com
www.oxinadz1.mihanblog.com
---------------------------------------
سلام دوست نادیده. اول ممنون از لطف شما دوّم قبل از اجرای دستور شما مایلم چند نکته را یادآوری کرده و نظر شما را بدانم.
1- مدتی است به توصیه‌ی دوستان تلاش می‌کنم به وبلاگ‌نویسانی که به تازگی وارد میدان شده‌اند همکاری کرده و لینک آن‌ها را اضافه کنم ولی همین کار هم شرایطی دارد. در قسمت برگه‌ها در سایدبار تحت عنوان &quot;درباره‌ی لینک و کامنت&quot; نظرم را نوشته‌ام و طبق معمول هرکسی وارد مباحثی می‌شود که مورد علاقه‌اش باشد. 2- من مدرسه هم که می‌رفتم نسبت به تخته سیاه حساسیت داشتم و هر وقت چشمم به تخته سیاه می‌افتاد یاد قیافه‌ی عبوس مدیر مدرسه و ناظم و زورگوئی‌های آن‌ها می‌افتادم. اینقدر دعا کردم که تخته سیاه‌ها مثل دل بعضی آدم‌های خوب سفید بشوند که خدا دلش سوخت و وایت برد را به آدم‌ها پیشنهاد کرد! با این حال کمتر سراغ صفحات سیاه می‌روم. 3- قانون مطبوعات شما مربوط به افغانستان است و با توجه به نام شما و محل زندگی‌تان که مرند است انتظار داشتم قانون مطبوعات خودمان را ببینم نه کشوری دیگر که بدرد ما نمی‌خورد. 4- و در آخر این‌که نوشته‌اید چون هوا بارانی بود یاد مطبوعات افتادم و من نفهمیدم باران چه ربطی به مطبوعات دارد، یعنی اگر هوا ابری بشود آدم یاد مطبوعات می‌افتد یا وقتی باران ببارد و کیوسک‌های روزنامه فروشی تعطیل بشوند؟ یا...! و دیگر اینکه چون با قلم سیاه روی تخته‌ی سیاه نوشته‌اید ادامه‌ی مطلب را نتوانستم ببینم تا این‌که بفکرم رسید صفحه را مارک کنم و بعد حروف شما دیده شدند. اگر روی صفحه‌ی سیاه مثلاً با خط سفید یا زرد می‌نوشتید قابل خواندن بود مگر اینکه مایل نباشید کسی ببیند! د</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام وب جذابی دارین<br />
خوشحال می شم به وب منم یه سری بزنی<br />
<a href="http://www.kasbkar.blogfa.com" rel="nofollow">http://www.kasbkar.blogfa.com</a><br />
<a href="http://www.oxinadz1.mihanblog.com" rel="nofollow">http://www.oxinadz1.mihanblog.com</a><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
سلام دوست نادیده. اول ممنون از لطف شما دوّم قبل از اجرای دستور شما مایلم چند نکته را یادآوری کرده و نظر شما را بدانم.<br />
1- مدتی است به توصیه‌ی دوستان تلاش می‌کنم به وبلاگ‌نویسانی که به تازگی وارد میدان شده‌اند همکاری کرده و لینک آن‌ها را اضافه کنم ولی همین کار هم شرایطی دارد. در قسمت برگه‌ها در سایدبار تحت عنوان &#8220;درباره‌ی لینک و کامنت&#8221; نظرم را نوشته‌ام و طبق معمول هرکسی وارد مباحثی می‌شود که مورد علاقه‌اش باشد. 2- من مدرسه هم که می‌رفتم نسبت به تخته سیاه حساسیت داشتم و هر وقت چشمم به تخته سیاه می‌افتاد یاد قیافه‌ی عبوس مدیر مدرسه و ناظم و زورگوئی‌های آن‌ها می‌افتادم. اینقدر دعا کردم که تخته سیاه‌ها مثل دل بعضی آدم‌های خوب سفید بشوند که خدا دلش سوخت و وایت برد را به آدم‌ها پیشنهاد کرد! با این حال کمتر سراغ صفحات سیاه می‌روم. 3- قانون مطبوعات شما مربوط به افغانستان است و با توجه به نام شما و محل زندگی‌تان که مرند است انتظار داشتم قانون مطبوعات خودمان را ببینم نه کشوری دیگر که بدرد ما نمی‌خورد. 4- و در آخر این‌که نوشته‌اید چون هوا بارانی بود یاد مطبوعات افتادم و من نفهمیدم باران چه ربطی به مطبوعات دارد، یعنی اگر هوا ابری بشود آدم یاد مطبوعات می‌افتد یا وقتی باران ببارد و کیوسک‌های روزنامه فروشی تعطیل بشوند؟ یا&#8230;! و دیگر اینکه چون با قلم سیاه روی تخته‌ی سیاه نوشته‌اید ادامه‌ی مطلب را نتوانستم ببینم تا این‌که بفکرم رسید صفحه را مارک کنم و بعد حروف شما دیده شدند. اگر روی صفحه‌ی سیاه مثلاً با خط سفید یا زرد می‌نوشتید قابل خواندن بود مگر اینکه مایل نباشید کسی ببیند! د</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اشکال از فرستنده بود! با Cornelius</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/16/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-832</link>
		<dc:creator>Cornelius</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 15:19:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1688#comment-832</guid>
		<description>I liked it. So much useful material. I read with great interest. 
---------------------------------------------------------
Dear Cornelius! We have a proverb in our language that says: &quot;Snakebited, fears from white and black ropes!&quot; I will add your link in my other blog= http://mymirages.blogspot.com. thank you</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>I liked it. So much useful material. I read with great interest.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
Dear Cornelius! We have a proverb in our language that says: &#8220;Snakebited, fears from white and black ropes!&#8221; I will add your link in my other blog= <a href="http://mymirages.blogspot.com" rel="nofollow">http://mymirages.blogspot.com</a>. thank you</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خلاف‌کار با bala tala</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/04/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comment-831</link>
		<dc:creator>bala tala</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 16:50:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1646#comment-831</guid>
		<description>سلام
من لينكت مي كنم توام منو لينك كن
با اسم بلا طلا خانم
http://btala.persianblog.ir
------------------------- 
سرکار خانم بلا طلا! با سلام. بخاطر صرفه‌جوئی در وقت، لطفاً به پاسخی که به آقای حامد داده‌ام توجه فرمائید. چنانچه شرایط را مساعد دیدید خبرم کنید. ممنون. در عین حال تلاش خودم را می‌کنم...د</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من لينكت مي كنم توام منو لينك كن<br />
با اسم بلا طلا خانم<br />
<a href="http://btala.persianblog.ir" rel="nofollow">http://btala.persianblog.ir</a><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
سرکار خانم بلا طلا! با سلام. بخاطر صرفه‌جوئی در وقت، لطفاً به پاسخی که به آقای حامد داده‌ام توجه فرمائید. چنانچه شرایط را مساعد دیدید خبرم کنید. ممنون. در عین حال تلاش خودم را می‌کنم&#8230;د</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این خط این نشان! با سپینود</title>
		<link>http://7citiesoflove.wordpress.com/2009/11/15/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%b7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86/#comment-830</link>
		<dc:creator>سپینود</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 16:04:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://7citiesoflove.wordpress.com/?p=1663#comment-830</guid>
		<description>سلام بر شما و محبت و معرفت شما و البته این تغییر آدرس‌های ما چه حقیقی و چه مجازی هم در این فاصله دخیل بوده لابد. بعد هم ما همه در کارهای عجیب خودمان تعریف شدیم کارهای عجیب و به زعم خودمان احمقانه یا خنده‌دار اما می بینید همه شیرینی و حلاوتی دارند فقط وقتی زمان ازشان رد بشود مثل نهر اب که تطهیر می‌کند کارهای‌مان را و خاطرات‌مان را. خوش‌حالم سالم و سلامتید و نویسا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر شما و محبت و معرفت شما و البته این تغییر آدرس‌های ما چه حقیقی و چه مجازی هم در این فاصله دخیل بوده لابد. بعد هم ما همه در کارهای عجیب خودمان تعریف شدیم کارهای عجیب و به زعم خودمان احمقانه یا خنده‌دار اما می بینید همه شیرینی و حلاوتی دارند فقط وقتی زمان ازشان رد بشود مثل نهر اب که تطهیر می‌کند کارهای‌مان را و خاطرات‌مان را. خوش‌حالم سالم و سلامتید و نویسا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
