چون تو درآمدی…

ساقی بیا که یار ز رخ پرده بر گرفت
کار چراغ خلوتیان باز سر گرفت
آن شمع سر گرفته دگر چهره بر فروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسا دمی خدا بفرستاد و بر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار [...]